
راستی راستی عالم خواب عالم عجیبی است. آدم همین طور که دراز دراز تو جاش افتاده با چشم بسته دنیا را سیر می کند. هرقدر که دست و پای جسم بسته است روح آدمیزاد آزاد و نامحدود است. من خودم دیشب بعد از مدت ها یک خواب خوبی دیدم.دیدم با مادرم توی یک دشتی هستیم به چه بزرگی به چه سبزی به چه قشنگی به چه روشنی.یک جور روشنایی عجیبی بود اما آفتاب نبود اگر هم بود پیدا نبود،هیچ آدم را نمی سوزاند.دشت، اول و آخر نداشت از بس که بزرگ بود.یک ورش کوه بود یک ورش یک خانه به چه قشنگی. من همین جور چشم هام را بسته بودم دست هام را از دو طرف باز کرده بودم هی چرخ می زدم، چرخ می زدم،چرخ می زدم....
ادامه مطلب